گاهاً دیدیم دختر هایی رو که خیلی ساکتن،
نه این که حرف نداشته باشن،اتفاقاً خیلی هم حرف دارن برای گفتن؛ انقدی که لیوان لیوان چای خوشرنگ برای مقابله با خشکسالی گلوشون سرباز شده باشن؛ اونم نه هر لیوانی،لیوان دسته دار فرانسوی با همون اصالت!
ولی حرف نمیزنن چون دیگه حوصله بحث های طولانیو ندارن...
دختر هایی که معمولاً خیره به جایی میشینن و حتی برای جواب دادن به سوالاتتون سرشونو بالا نمیارن و با یه "اوهوم"،"باشه" سر و ته کلی بحث رو هَم میارن.
همون دختر هایی که تو دلتون میگین: اه چه آدم مزخرفیه
یا چه افسرده و غمگینه
یا چه خودشو میگیره، انگار باید برا حرف زدن پول بده
و ...
ولی این دختر ها نه افسردن،نه خودشونو میگیرن،نه مزخرفن و نه هیچ چیز دیگه...
اونا به تلویزیون خیره اند و تلویزیون نمیبینن، دارن تند تند غذا میخورن و نمیخورن...
فقط وقت تنهایی کشیدن،تنهایی میکشن اونم خیلی واقعی!
شاید هیچوقت دقت نکرده باشین ولی این دختر ها همونهایی هستن که با دیدن خندشون خیلی ناخودآگاه شاد شدین و با دیدن لبخندشون، شیرین ترین لبخند زندگیتونو تجربه کردین و براستی که زیباترین لبخند ها رو دارن.
اونا خیلی خسته ن و منتظر پایان این از قبل نوشته
و شاید خیلی بیشتر منتظر یک معجزن،
آره،اونا منتظر "یک معجزه" اند!
"مهربانو"
+نوشته برا دو سه هفته پیشه
برچسب: در انتظار معجزه,در انتظار معجزه دانلود,شعر در انتظار معجزه,
نویسنده: سینا اسدیپور
تاريخ: يکشنبه
7 آذر
1395 ساعت: 10:44